دوشنبه، ۳ آذر ۱۴۰۴

فوتبال و لیگ حرفهای واژههای جذابی هستند که هیچ ربطی به فوتبال امروز ایران ندارند. آنچه ما امروز به نام فوتبال حرفهای ایران میشناسیم، کاریکاتور ناشیانهای از فوتبال حرفهای اروپاست و هیچ ربطی به واقعیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران ندارد. در یک کلام، فوتبال ایران، «عقلانیت» لازم را ندارد؛ به همین دلیل هرگز نمیتواند مدعی توسعه باشد. وابستگی این ورزش را به ابزاری برای تولید انبود سرگرمی و غفلت بدل کردهاست. هنوز بسیاری از سیاستمداران و مذهبیها این ورزش وارداتی را ابزاری برای نفوذ و سلطهی فرهنگ غرب تلقی میکنند و البته این تصورشان خیلی هم بیراه نیست. نکته این است که ایرانیان در برابر نسخهی عقلانیت غربی، نسخهی انفعال شرقی را در پیش گرفتند و این فوتبال بدون برنامه و تنها به واسطهی فشار گاهوبیگاه نهادهای بینالمللی به حرکت آرام و لاکپشتی خود ادامه میدهد. برای تشریح هرچه بهتر این موضوع، ضروری است به تشریح مفهوم «عقلانیت» بپردازیم.
«عقلانیت» کلیدواژهی مورد تاکید وبر است و او متعقد است جامعه به واسطهی تسلط تدریجی نظام بازار، ناگزیر به سمت عقلانیت و در نهایت عقلانیت و در نهایت عقلانیت ابزاری حرکت میکند. به اعتقاد وبر، انسان اولیه نیز عقلانیت متناسب با شرایط خود را داشته و بشر در هر دوره با پیشرفت تدریجی توان ابزارسازیاش، همواره برای تامین نیازها و رسیدن به اهدافش با ابزارها و وسایل بهتر و کاراتر تلاش کردهاست. از عصر شکار تا عصر اطلاعات، تلاش بشر برای عقلانیسازی امور زندگیاش مشهود است و تلاش میکند پای این عقلانیسازی را به حریمها و نهادهای اجتماعی هم باز کند. نظمبخشی به آیینها، تقسیم کار بین اعضای خانواده، تقسیم کار بین نهادهای اجتماعی، همه و همه گامهای ابتدایی عقلانیسازی جوامع هستند. عقلانیتی که بعدها در قالب مفاهیم بروکراسی به عرصهی مدیریت و در نهایت تمام عرصههای اجتماعی رسوخ میکند و به واسطهی پیشرفتهای شگرف تکنولوژی و ارزشهای حاکم بر نظام سرمایهداری غرب، هدف حداکثرسازی منافع نظام بازار و تضمین چرخهی سرمایه را از طریق افزایش حداکثری کارایی دنبال میکند. فوکو به شکل جدیدی از عقلانیسازی اشاره میکند که با ظهور موج سوم فناوری ظهور کرده و اصطلاحا جریان قدرت را نامرئی اما توان آن را در کنترل شرایط چند برابر میکند.
نقد عقلانیت ابزاری غرب نباید ما را از نقد بینظمی موجود غافل کند و به سمت نفی عقلانیت سوق دهد. به طور کلی عقلانیت چهار ویژگی دارد که اولین آنها هدفمندی است. ما اطراف خود افراد یا سازمانهای بسیاری را میشناسیم که هدف دارند ولی این هدفمندی کافی نیست، ابزار یا وسیلهی دستیابی به اهداف، دومین ویژگی عقلانیت است. دستیابی به هدف با چه ابزاری؟ اینجا نقش دانش و پیشرفت روزافزون تکنولوژی معنیدار و دانش به عنوان پیشفرض ابتدایی عقلانیسازی پدیدار میشود. نتیجهگرایی و تلاش سیستم را به سمت کارآیی و بهرهوری حداکثری سوق میدهد؛ این ویژگی چهارم ارزش است. دستیابی به نتایج با چه ارزشی؟ این همان سوالی است که ذهن منتقدان را به خود مشغول کردهاست. ارزشهای مذهب پروتستان و به تبع آن سرمایهداری، فضای فوتبال جهانی را در برگرفته و آرامآرام در فرهنگهای محلی و محلی رسوخ میکند و ارزشهای آنان را به انزوا میکشاند. پس در شرح وضعیت فوتبال ایران، اشاره به این نکته ضروری است که فوتبال ایران به دلیل وابستگی شدید به نفت، نیازی به کارآیی احساس نمیکند و متاسفانه در برابر آن مقاومت نیز میکند. سیستمهای عقلانی برای ایجاد نظم، طبیعتا به تخصص، دانش، و فناوری بیشتر و پیشرفتهتر احتیاج دارند و در این حوزه شدیدا مقاومت وجود دارد. جریانهای مالی و سرمایهای حاکم بر فوتبال ایران از نظام بازار و سرمایه در هر سه سطح محلی، ملی و جهانی پیروی نمیکند و بر این اساس نمیتوانند مولد اقتصادی و در نتیجه توسعهمحور باشند. به طور کلی بینظمی حاکم بر فوتبال ایران تصادفی نیست و اتفاقا در قالب نوعی عقلانیسوزی (نفی عملی تخصص، دانش و اثربخشی) توسط عوامل انسانی و سیستمی تسریعکنندهی فساد و بینظمی دنبال میشود.
کتاب فوتبال، تلویزیون، جهانیسازی- یک بازی دو نیمهای- کارنل سندوس، ترجمه آقایان رضا شجیع و علی نامدار آزادگان