شنبه، ۱۰ آبان ۱۴۰۴
![]()
کسی نمیداند تعداد طرفداران فوتبال چهقدر است. در کتابچه جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا ادعا شد که ۲۵.۶ میلیارد بینندهی تلویزیونی {پنج برابر جمعیت جهان در آن زمان} جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا را تماشا کردهاند.
این رقم شاید بیمعنا بهنظر برسد. در همه جامهای جهانی اخیر میتوانید چنین ارقامی با میلیاردها اختلاف ببینید. در همان کتابچه ادعا شده سمبل جام جهانی {سگ مهاجم} تا پایان ۱۹۹۴ یک تریلیون بار دیده میشود. دقیقا یک تریلیون؟ مطمئنید؟
همانگونه که در کتابچه اشاره شده، فوتبال پرطرفدارترین ورزش جهان است. میگویند یک ناپلی وقتی پول داشته باشد، اول چیزی میخرد تا بخورد و بعد میرود فوتبال ببیند و اگر پولی باقی ماند، به فکر سرپناه برای خودش میافتد.
برزیلیها میگویند حتی کوچکترین دهکدهشان هم یک کلیسا و یک زمین فوتبال دارد. البته تمامشان کلیسا ندارند اما قطعا زمین فوتبال دارند. در سراسر دنیا مردم بیشتر به کلیسا میروند تا مسابقهی فوتبال؛ اما از طرف دیگر، هیچ رویداد عمومی وجود ندارد که با چنین استقبالی روبهرو شود.
وقتی یک بازی برای میلیاردها نفر اهمیت پیدا میکند، دیگر نباید فقط یک بازی تلقی شود. فوتبال هیچوقت فقط فوتبال نیست. این ورزش جنگ بهوجود میآورد، انقلاب میکند و مورد توجه مافیاها و دیکتاتورهاست. میدانستم موقع بازی سلتیک با رنجرز در گلاسکو، وضعیت اولستر متشنج می شود، نصف جمعیت هلند پس از پیروزیشان برابر آلمان در جام ملتهای اروپا ۱۹۸۸ برای جشن و پایکوبی به خیابانها ریختند. شنیدهبودم که تیم ملی برزیل با فتح جام جهانی ۱۹۷۰ کمک کرد که دولت نظامی این کشور چند سال دیگر بر سر قدرت بماند (البته بعدها متوجه شدم که اینگونه هم نبوده) و اینکه جنگ نیجریه- بیافرا به خاطر حضور پله دریک مسابقه در آن منطقه، برای یک روز متوقف شد و یا جنگ فوتبالی السالوادور و هوندوراس.
)
این پرسش بهوجود میآید که چگونه فوتبال روی حیات یک کشور تاثیر میگذارد و حیات یک کشور چگونه روی فوتبال تاثیر میگذارد؟ به بیان دیگر چه چیز باعث میشود برزیل، برزیلی بازی کند، انگلیس، انگلیسی و هلند، هلندی؟ میشل پلاتینی در مصاحبه با مجلهی قدیمی اکیپ گفته بود:
«یک تیم فوتبال، نمایشگر نوع زندگی و فرهنگ یک کشور است.»
آیا واقعا اینگونه است؟
سایمون کوپر- فوتبال علیه دشمن